خرید بک لینک
زندگی چیزی نیست ، که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود.

برچسب: اینک,زوج, نویسنده: حسین حسنی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:44

برچسب: زوج,بخوان, نویسنده: حسین حسنی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:44

حجتالاسلام و المسلمین علی بهجت فرزند آیت الله بهجت بیان داشت: زندگی پدرم دو جهت داشت: بخشی از زندگی ایشان، جهت فیزیکی آن است که در خانواده و دوستان مطرح بود و گوشههایی از آن به ما رسیده است ولی جهت دیگر؛ زندگی درونی ایشان بوده که نه خودشان راجع به عواملی که در شخصیت ایشان موثر بوده صحبت و راهنمایی میکردند و نه حتی مدارک و آثار و نامههایی را که از علمای مختلف داشتند و ما میتوانستیم از آن بهره ببریم را نشان میدادند. وی افزود: معمولا یک چمدانی داشتند که این مدارک و نامههای علمای بزرگ به ایشان را در آن گذاشته و قفل کرده بودند که در دسترس ما نباشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین حسنی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 1:25

حضرت احدیت رضایت خود را در راضی شدن مردم قرار داده است.

برچسب: حضرت احدیت, نویسنده: حسین حسنی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 1:25

استفاده نامناسب و اشتباه از پول اتفاقی معمول در زندگی همه انسان ها محسوب می شود. همه ما چنین اشتباهاتی را انجام می دهیم، اما افرادی که در نهایت به موفقیت مالی دست می یابند نه تنها این اشتباهات را انجام داده، بلکه آموزه های لازم از آنها را فرا گرفته اند. به گفته "بیل گیتس"، یکی از مشهورترین ثروتمندان جهان، جشن گرفتن موفقیت خوب است، اما مهم تر از آن توجه به آموزه های شکست است.

برچسب: مدیریت,مدیریت صنعتی,مدیریت بازرگانی,مدیریت حساب رایتل,مدیریت زمان,مدیریت مالی,مدیریت دانلود,مدیریت پروژه,مدیریت صنعتی شیراز,مدیریت استراتژیک, نویسنده: حسین حسنی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 1:25

ذهن انسان به هر چیزی اعتقاد داشته باشد و آن را باور کند، به آن خواهد رسید. (ناپلئون هیل)

برچسب: قدرت ذهن,قدرت ذهن انسان,قدرت ذهن در جذب افراد,قدرت ذهن ناخودآگاه,قدرت ذهن خوانی,قدرت ذهن من,قدرت ذهن برتر,قدرت ذهن مثبت,قدرت ذهن نیمه هوشیار,قدرت ذهن انسانها, نویسنده: حسین حسنی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 1:25

مردي نزد جوانمردی آمد و گفت : تبرکي ميخواهم. جامه ات را به من بده تا من نيز همچون تو از جوانمردي بهره اي ببرم. جوانمرد گفت: جامه ي مرا بهايي نيست. اما سوالي دارم؟ مرد گفت: بپرس. جوانمرد گفت: اگر مردي چادر بر سر کند زن مي شود؟ مردگفت: نه جوانمرد گفت اگر زني جامه ي مردانه بپوشد مرد مي شود؟ مرد گفت: نه جوانمرد گفت: پس در پي آن نباش که جامه ي از جوانمردان را در بر کني که اگر پوست جوانمرد را هم در بر کشي جوانمرد نخواهي شد . زيرا جوانمردي به جان است نه به جامهادامه مطلب

برچسب: غم عشق تو به جان است, نویسنده: حسین حسنی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 1:25

یعقوب لیث صفاری شبی هر چه کرد ؛ خوابش نبرد ، غلامان را گفت : حتما به کسی ظلم شده ؛ او را بیابید. پس از کمی جست و جو ؛ غلامان باز گشتند و گفتند : سلطان به سلامت باشد ، دادخواهی نیافتیم . اما سلطان را دوباره خواب نیامد ؛ پس خود برخواست و با جامه مبدل ، از قصر بیرون شد ؛ در پشت قصر خود ؛ ناله ای شنید که میگفت خدایا : یعقوب هم اینک به خوشی در قصر خویش نشسته و در نزدیک قصرش اینچنین ستم میشود ؛ سلطان گفت : چه میگویی؟ من یعقوبم و از پی تو آمده ام ؛ بگو ماجرا چیست؟ آن مرد گفت : یکی از خواص تو که نامش را نمیدانم ؛ شبها به خانه من می آید و به زور ، زن من را مورد آزار و اذیتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین حسنی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 1:25

دکتر حسابی : لذت بردن را یادمان ﻧﺪﺍﺩﻧﺪ ! از گرما می نالیم. از سرما فرار می کنیم. در جمع، از شلوغی کلافه می شویم و در خلوت، از تنهایی بغض می کنیم. تمام هفته منتظر رسیدن روز تعطیل هستیم و آخر هفته هم بی حوصلگی تقصير غروب جمعه است و بس! ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﺎﻥ ﺭﺍﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ: ﻣﺪﺭﺳﻪ.. ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ .. ﮐﺎﺭ.. ﺣﺘﯽ ﺩﺭﺳﻔﺮﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﯿﻢ ﺑﺪﻭﻥ ﻟﺬﺕ ﺍﺯ ﻣﺴﯿﺮ!ادامه مطلب

برچسب: مسیر زندگی یک طناب باریک است, نویسنده: حسین حسنی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 1:25

شخصی را به جهنم می بردند، در راه جهنم صورتش را برمیگرداند و به عقب خیره می شد... ناگهان! خداوند فرمود: صبر کنید، او را به بهشت ببرید...! فرشتگان با تعجب دلیل این کار را پرسیدند؟! خداوند به آنها فرمود: او در راه رفتن چند بار به عقب نگاه کرد و در دلش امید به بخشش من داشت و من نیز او را بخشیدم... و این است عظمت پروردگار عالمیانادامه مطلب

برچسب: عظمت خدا,عظمت خداوند درون,عظمت خداوند,عظمت خدای درون,عظمت خداي درون,عظمت خدا در قرآن,عظمت خدا در آسمانها,عظمت خدای درون از کیمیا مظفریان,عظمت خداوندی,عظمت خداوند در طبیعت, نویسنده: حسین حسنی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 1:25

در دامنه کوهی سه بنٌا زندگی می کردند کار آنها تراشیدن سنگ هایی بود که از کوها استخراج میکردند. وقتی از اولین بنٌا پرسیدند: " چه کار می کنی؟ " در پاسخ گفت : " سنگ می تراشم. " وقتی همین پرسش از دومین بنٌا شد ، گفت : " سنگ می تراشم تا دیوار بسازم ! " و وقتی این پرسش از سومین بنٌا نیز شد ، هیجان زده پاسخ داد : " قصر بزرگی می سازم که در بالای این کوه قرار خواهد گرفت و همه ی این سنگ ها برای ساختن پایه های نیرومند قصر هستند. بعدا سنگ های کوچکتری برای ساخت دیوارهای عظیم و محکم قصر و سر دروازه های آن خواهم تراشید ، آنگاه ........ " با هدفی بزرگ به آینده بنگرید ، تا کار بزرگی درادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین حسنی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 1:25

صفحه بندی